پرسش و پاسخ زناشویی و مسایل جنسی

دوست دارم یه شخصیت عالی داشته باشم

دوست دارم یه شخصیت عالی داشته باشم

سلام

راستش نمیدونم از کجا شروع کنم .

من یه پسر 19 ساله ام که یه جورایی دچار اختلال شخصیتی شدم . جالب اینجاست که دقیقا میدونم تاثیرات سنی هست که توشم و در آینده برطرف میشه . ولی خب گفتم با شما هم در میون بذارم .

من نمیدونم شخصیتم رو چطوری پایه گذاری کنم … چند روز دیگه دارم میرم دانشگاه و نمیدونم شخصیت واقعیم چیه … یه روز آدم شوخ و بگو بخندی هستم … یه روز آدم جدی و سنگین و مغرور … یه روز یه آدم بیخیال …

اکثرا این تغییرات رو انجام میدم که ببینم ری اکشن اطرافیانم چیه و طبق همون پیش برم . لطفا نگید خودت باش ! چون من واقعا نمیدونم شخصیت خودم چیه … از خواب که پا میشم باید یه شخصیتو بگیرم برم جلو تا شب ! (ممکنه مغرور باشم و ساکت … بگو بخند باشم و پر حرف … البته اختلال ندارم چون تمام کارهام دست خودمه و غیر ارادی نیست)

آقایون و خانوما … بنظرتون یه شخصیت عالی چیه … دوست دارم یه شخصیت عالی داشته باشم و الان سن شخصیت سازیمه … مرسی

شما در حال مشاهده مطلب دوست دارم یه شخصیت عالی داشته باشم لطفا نظرات خود را در باره این مطلب برای سایت ما ( ختی متی ) ارسال کنید .

چطور خواهرم رو قانع کنم که سمت دوستی نره ؟

چطور خواهرم رو قانع کنم که سمت دوستی نره ؟

سلام خدمت دوستان

بى مقدمه برم سر اصل موضوع ؛

راستش من یه خواهر ١۶-١٧ ساله دارم که ٢-٣ سالى هست که با یه آقا پسر ١٨ ساله دوسته ، متاسفانه من اوایل نمیدونستم و در واقع خواهرم جرئتش رو نداشت که به من چیزى بگه . تا اینکه متاهل شدم و ایشونم روشون تو روى من باز شد . و الان ١ سالى میشه که به من گفته که با این پسر دوسته ، راستش این آقا پسر پسره بدى نیست یعنى خانواده ى درستى داره اهل نماز و مسجدن ، خوده آقا پسر هم ظاهرا مسجد میرفتن و اهل نماز بودن اما الان کمتر نماز میخونن و نماز خوندنشون به محرم و ماه رمضان محدود شده . ایشون دانش آموز و تک پسر خانواده هستن .

حالا مشکل اینجاست که خواهر من به توصیه هاى من مبنى بر قطع ارتباط با این پسر گوش نمیداد ، ولى دیروز براى چندمین بار این پسر رو از همه جا بلاکـ کرده و وقتى باهاش صحبت کردم گفت با اینکه دوستش دارم اما تمایلی به ادامه ى رابطه باهاش ندارم.

ادامه مطلب

شما در حال مشاهده مطلب چطور خواهرم رو قانع کنم که سمت دوستی نره ؟ لطفا نظرات خود را در باره این مطلب برای سایت ما ( ختی متی ) ارسال کنید .

تو از زندگی من هیچی نمیدونی وگرنه انقدر اصرار نمیکردی

تو از زندگی من هیچی نمیدونی وگرنه انقدر اصرار نمیکردی

سلام

پسری 25 ساله هستم که الان 6 ماهه که از موضوعی رنج می برم .

اولش شرایط خودمو میگم. من یک آدم معمولی با  تیپ و قیافه خوب هستم. لیسانس مهندسی مکانیک دانشگاه تهران دارم ولی به دلیل علاقه شدیدم به حسابداری و البته پارتی الان کارمند حسابداری یک اداره دولتی هستم به غیر از حسابداری یک مغازه فروش لوازم التحریر هم دارم .

چون که از 10 سالگی شاگرد عموم بودم تونستم یه سرمایه جمع کنم و بعد از دانشگاه و سربازی یه مغازه کوچیک بزنم و کم کمک گسترشش بدم. اوضاع مالیم خدا رو شکر در حد نسبتا خوبیه. اما مشکل از جایی شروع شد که به خاطر اینکه صبح ها میرفتم اداره دنبال یه فروشنده بودم که صبح ها مغازه رو بگردونه و مطلقا هم دنبال یک آقا بودم و آگهی دادم ولی اکثرا دخترها برای کار مراجعه میکردند و میون این دخترا یه دختری حدود 19 20 ساله بود که خیلی اصرار به کار داشت و بارها اومد و حتی حاضر بود با نصف حقوق کار کنه ولی من قبول نکردم .

ادامه مطلب

شما در حال مشاهده مطلب تو از زندگی من هیچی نمیدونی وگرنه انقدر اصرار نمیکردی لطفا نظرات خود را در باره این مطلب برای سایت ما ( ختی متی ) ارسال کنید .

پولدار شدن با 20 میلیون پس انداز در رشته معماری اسلامی

پولدار شدن با 20 میلیون پس انداز در رشته معماری اسلامی

دوستان سلام

لطفا کسایی که دستشون تو کار بوده و بالای ۲۳ سال سن دارن جواب بدن . من یه دختر ۲۵ ساله هستم با ۲۰ میلیون پس انداز ، دانشجوی ترم ۱ دکتری معماری اسلامی ام . با کمک شما دوستای خوب خانواده ی برتر میخوام به یه نتیجه ی اولیه برسم .

لطفا اگه میدونید و کسایی اطرافتون هست که میدونن بهم بگید چیکار کنم تو حیطه ی رشته ی خودم پولدار بشم حداقل ماهی ۶ میلیون درآمد داشته باشم (فقط در تهران و اصفهان ) . ضمنا هیچ نوع تجربه ی کاری ندارم. اینو هم در نظر بگیریم که وضعیت ساخت و ساز خیلی بد شده. اگه میتونید مراحل و مدت زمان پیشرفت کاری رو هم بهم بگید ممنون میشم.

پیشاپیش از شما سپاس گزارم.

دوستون دارم

شما در حال مشاهده مطلب پولدار شدن با 20 میلیون پس انداز در رشته معماری اسلامی لطفا نظرات خود را در باره این مطلب برای سایت ما ( ختی متی ) ارسال کنید .

یه عده از مردم ما دچار ابتذال فکری شدن

یه عده از مردم ما دچار ابتذال فکری شدن

سلام

موضوعی هست مدتیه فکرمو مشغول کرده و همش فکر میکنم این پدیده اسمش چیه و چرا بوجود اومده؟

شاید خیلی از شماها هم باهاش برخورد کرده باشین و نمیدونم شما هم مثل من فکرتونو مشغول کرده یا نه؟

چند وقت پیش که تو اینستاگرام بودم یه پیجی رو دیدم و ناخودآگاه تا مدتها میرفتم و پستهاش رو میدیدم، من چون خودم تازه ازدواج کرده بودم توجهم رو جلب کرده بود، پیجی در مورد جهیزیه، اگه این پیج ها رو دیده باشین میدونین که وسایل و چیدمان خونه و خود خونه نشون دهنده اینه که از قشر مرفه هستن، زندگی رو نشون میده که شاید پدر مادرهای ما (قشر متوسط جامعه) بعد از سالها زندگی تونسته باشن شبیه به اون رو فراهم کنن.

من و دوستانم هممون از نسلی بودیم که فکر میکردیم آینده ساز جامعه هستیم و امید به آینده روشنی داشتیم، همه تحصیلات عالیه و تو بهترین دانشگاهها با بهترین رتبه ها بودیم، الان به شرایطمون که نگاه میکنم میبینم تو جایگاه شغلی، مالی و اجتماعی خاصی نیستیم، بعد سالها تلاش و زحمت چه دستاوردی داشتیم؟ از لحاظ وضعیت مالی تقریبا همه در یک سطح هستیم، به زحمت تونستیم یه خونه 50 متری تو یه جای متوسط اجاره کنیم و جهیزیه ای که با تلاش پدرم فراهم شده، تا وقتی تو این پیج ها نرفته بودم یه احساس رضایت داشتم و از وسایل خونمون راضی بودم و ذوق و شوق شروع زندگیمو داشتم ولی بعد از اون به شدت دچار دلزدگی داشتم و ذوقم کور شده بود.

ادامه مطلب

شما در حال مشاهده مطلب یه عده از مردم ما دچار ابتذال فکری شدن لطفا نظرات خود را در باره این مطلب برای سایت ما ( ختی متی ) ارسال کنید .

به معنای واقعی خسته از آدم ها

به معنای واقعی خسته از آدم ها

سلام .. امیدوارم حال همگی خوب باشه ..

به معنای واقعی خسته از آدم ها ، 20 سالمه و هنوزم نمیدونم چرا این اتفاقات باید برام  بیفته . تو هر سنی که بودم تو هر جایی ، مدرسه ،خونه ، خیابون  همهی آدم های میخواستن معلم من بشن . البته معلم که زیادی براشون انگار عقده هاشونو میخواستن بریزن برای من بیچاره..

بهم باید و نباید تعریف میکردن اگر انجام میدادم میشدم دوست خوب و گرنه برام قیافه میگرفتن و میخواستن لهم کنن .. انگار تو پیشونیم نوشته بودن : محل عقده درمانی . طرف پیش همه موش بود اما به من که میرسید لحن صداش تغییر میکرد و به نوعی میخواست تحقیرم کنه .. هنوزم که هنوز اون ماجرا برام هست ..

مثلا دانشگاه قبول شدم روزانه اونم .. دوستم فهمیده ..یه نگاه بهم انداخت گفت تو روزانه قبول شدی ؟ با یه لحن خیلی تحقیر آمیز .. ولی بد بختی من با لبخند جواب دادم  .

یه اخلاق بدم که دارم تا لحظه انفجار میریزم تو خودمو از تو میجوشم .. وقتی دیگه نتونستنم طرف میشورم میذارمش کنار .. و دیگه اصلا یک صدم ثانیه براش وقت نمیذارم .. تازه اون موقع حساب کار میاد دستشون .. و کلی میخوان نزدیک شن بهت .. ولی من میدونم خوب بشم باز همون آش و کاسه ، ولی نمفهمم چرا .. آخه مشکلشون با من چیه ؟

فکر می کنم به دو دلیل : یه خورده ساکتم و متاسفانه حتی اگه کاری رو بلدم باشم مشورت میگیرم و فکر کنم ظریفت نداشتن و دیگه اینکه لاغر و متوسط قدم ! شاید بخندید به دلیلام ولی واقعا چیزه دیگه ای به ذهنم نمیرسه ..

خیلی برام زور داره آدم هایی که خودشون عیباشون رو نمی ببین بیان برای من فقط نقشه زندگی بکشن .. الانم که تقریبا از همشون دورم همه ی حرفا و حرکاتشون جلوی چشممه و واقعا حرصم میدن  ..

چطوری باید فراموش کنم  و اینکه باید رو اندامم کار کنم ؟؟ ( 48 کیلو و 163 قد ) ، یا ساکت بودن رو بذارم کنار؟  که برام سخت ترین کار دنیاست ، اصلا چه جوریه آدم ها به خودشون همچین اجازه ای میدن ؟

شما در حال مشاهده مطلب به معنای واقعی خسته از آدم ها لطفا نظرات خود را در باره این مطلب برای سایت ما ( ختی متی ) ارسال کنید .

دلم طلاق میخواد، از ایراد گرفتن های شوهرم خسته ام

دلم طلاق میخواد، از ایراد گرفتن های شوهرم خسته ام

سلام

من تازه ازدواج کردم ، شوهرم قد بلند و لاغر اندامه ، من تو پر و قد بلند و تقریبا تپل هستم . شوهرم خیلی از اندام من ایراد میگیره میگه، دلم میخواد لاغر باشی ، شکمت باید تخت تخت باشه . سینه هات باید کوچک باشه .

خسته شدم ازش ، منم دلم میخواد همسرم درشت هیکل و گوشتی بود از اندام استخوانی خوشم نمیاد .دلم خیلی رفتارا میخواست ولی فقط ایراد میگیره ، خودمم نمیدونم چطوری بهش بله گفتم و ازدواج کردیم .

خودش دائما میگه عاشقتم ولی همش این ایراد ها رو میگیره ، دلم طلاق میخواد خسته ام کرده . واقعا عشق یعنی این؟ از هر چی ازدواجه بدم اومده

شما در حال مشاهده مطلب دلم طلاق میخواد، از ایراد گرفتن های شوهرم خسته ام لطفا نظرات خود را در باره این مطلب برای سایت ما ( ختی متی ) ارسال کنید .

تجربه شما در مورد پودرهای مکمل

تجربه شما در مورد پودرهای مکمل

سلام

پسری 23 ساله هستم که به شدت لاغرم ( 45 ) کیلو ، تا حالا هر کاری واسه چاق شدن کردم ولی فایده نداشته . الان حدود پنج ساله که وزنم همینه … یکی از کاربران به نام (مربی) تو مطلبی مشابه در مورد پودر مکمل کربو پروتئین گفتند و اینکه خیلی خوبه…

میخواستم بدونم کسی تجربه استفاده از این پودر یا پودر مشابه رو داره یا نه … چه مارکی بهتره؟ چطور باید مصرف بشه و … ( در ضمن وقت ورزش و بدنسازی هم ندارم ) ممنون

آقای مربی شمام جواب بدید لطفا …

شما در حال مشاهده مطلب تجربه شما در مورد پودرهای مکمل لطفا نظرات خود را در باره این مطلب برای سایت ما ( ختی متی ) ارسال کنید .

چون چهره م کوچکتر از سنم نشون میده، هیچ خواستگاری ندارم

چون چهره م کوچکتر از سنم نشون میده، هیچ خواستگاری ندارم

سلام

بی مقدمه بگم من خسته شدم از این که چهرم کوچیکتر از سنم نشون میده ، الان ۲۰ سال و خورده ای سنمه ،دانشجوی ترم ۳ ام ولی همه فکر میکنن ورودیم ، بیرون که میرم همه به چشم بچه ها نگام میکنن همه بهم میگن کلاس چندمی!! بخاطر همین هیچ خواستگاری ندارم!! از نظر ظاهری مشکلی ندارم خیلی ها بهم میگن چهرت انرژی مثبت میده و دوست داشتنی ای ، خودمم توجه آدما رو میفهمم .

خیلی دوست دارم ازدواج کنم ولی دریغ از یه خاستگار! واقعا دیگه دارم دیوونه میشم هیچ کسی طرفم نمیاد ، چون فکر میکنن بچه ام و زوده واسم! ولی دوست دارم تو همین سن یا فوقش تا ۲۲ سالگی ازدواج کنم .

دوست دارم جوونیم رو با همسرم باشم ، دیگه واقعا موندم چیکار کنم ؟ میخوام یه برچسب بزنم به پیشونیم سنمو روش بنویسم:| توی دانشگاهم هیچ کسی طرفم نمیاد نمیدونم چرا! من که مشکلی ندارم. خسته شدم دیگه. خیلی هاا که از نظر چهره و قد و حتی رفتار سطح اجتماعی پایین تر از منن ازدواج میکنن ولی من نه .

شما در حال مشاهده مطلب چون چهره م کوچکتر از سنم نشون میده، هیچ خواستگاری ندارم لطفا نظرات خود را در باره این مطلب برای سایت ما ( ختی متی ) ارسال کنید .

اگه قصد ازدواج نداشت پس چرا نسبت به من غیرت داشت ؟

اگه قصد ازدواج نداشت پس چرا نسبت به من غیرت داشت ؟

سلام دوستان خسته نباشید…

من کلا با اقوام میونه خوبی نداشتم و نمی شناختمشون ، وای کاش اصلا هم نشناخته بودمشون… تا اینکه بعد از مدت ها با یکی از پسرای اقوام آشنا شدم… با توجه به اینکه 27 سالمه انتظار اینکه تو این سن هم اشتباه کنم واقعا از خودم ندارم .

ولی باز هم مرتکب اشتباه شدم.. این آقا اوایل هفته ای یکبار به دیدنم میومد.. البته تو محیط کارم، بعد از اون هم گه گاهی از طریق پیام از حال هم جویا می شدیم. چیزی که باعث شد تو این رابطه بمونم این بود که یه جوری وانمود میکرد که انگار من براش خیلی مهمم و دوست نداشت من اشتباهی ازم سر بزنه…

مثلا بهم میگفت رژ لب نزن، این لباس رو نپوش، این یارو آدم خوبی نیست ، و به همین منوال ادامه داشت. چون مطمئن بودم هیچ فکر بدی راجع بهم نداره. اینم ذکر کنم که رابطه نزدیکی با هم نداشتیم. تا اینکه رفته رفته منم نسبت به اون حساس شدم. مثلا همش حسودی میکردم و از این کارهای بچگانه.

ادامه مطلب

شما در حال مشاهده مطلب اگه قصد ازدواج نداشت پس چرا نسبت به من غیرت داشت ؟ لطفا نظرات خود را در باره این مطلب برای سایت ما ( ختی متی ) ارسال کنید .

Copyright khetimeti.ir © 2017 - Allrights Reserved.