...

چطور رویا پردازی در مورد زندگی مشترک رو کنار بذارم ؟

بار

چطور رویا پردازی در مورد زندگی مشترک رو کنار بذارم ؟

سلام

من یه مشکل خیلی بزرگ دارم. من پشت کنکورم . محجبه ام ، نمازام سر وقته و کامل میخونم به خاطر رشته ای هم که دوست دارم پارسال دانشگاه نرفتم و پشت موندم. واقعیت اینه که من در مورد زندگی مشترک آیندم خیلی رویا پردازی میکنم و همین باعث میشه نتونم رو درسم تمرکز کنم.

الان از سیر تا پیازش رو براتون میگم. از صبح که میخوام پاشم برای شوهرم صبحونه درست کنم تا اخر شب بهش فکر میکنم. براش پا میشم صبحونه درست میکنم میرم بغلش میکنم بوسش میکنم بیدارش میکنم به اینکه براش یه عالمه غذاهای خوشمزه درست کنم با هم بریم حموم براش خوشگل بشم به چیزای خاک بر سری هم از لحاظ عشقولیش! فکر میکنم.

به اینکه مامانو باباش منو خیلی دوست داشته باشن و منم اونا رو دوست داشته باشم به اینکه با هم فوتبال ببینیم با هم بریم خونه مامان بابا هامون مهمونی ، به اینکه حتی خبر اولین نی نی مون رو چه جوری بهش بدم که خیلی فکر میکنم من دیوونه بچم اخه ، به این که همش بهش بگم چقدر دوستش دارم به اینکه با هم چقدر خوبیم به اینکه با هم درس بخونیم ، با هم بریم برای نی نی تو راهمون لباس سایز صفر بخریم. به اینکه همش بهش بگم دیوانه وار دوستش دارم. اگه مسخرم نمیکنین من از الان که حتی نمیدونم اسمش چیه و چه شکلی خیلی دوستش دارم و هر شب براش هر جا که هست دعا میکنم و آیه الکرسی میخونم!

ادامه مطلب

شما در حال مشاهده مطلب چطور رویا پردازی در مورد زندگی مشترک رو کنار بذارم ؟ لطفا نظرات خود را در باره این مطلب برای سایت ما ( ختی متی ) ارسال کنید .

ادامه مطلب

شاید اگه درخواست رابطه رو قبول می کردم …

بار

شاید اگه درخواست رابطه رو قبول می کردم …

سلام

ببخشید اگه متنم طولانیه ، ان شاء الله کمکم کنید و همیشه دعا گوی شما باشم ، کسی نیست این حرفا رو بزنم باهاش .

من از ۱۷ سالگی به خاطر یه سری مشکلات خانوادگی و تحت تاثیر دوستان قرار گرفتن دوستی با نامحرم رو شروع کردم و تمام دوستی هام به صورت اینترنتی بود . بعد از اولین ملاقاتم تموم میشد و حدودا بیشتر از ۱ ماه طول نمیکشید . اون جوری نبودم که خودم دوست داشته باشم هی رابطه تموم کنم و برم با کس دیگه، اصلا اینجوری نبود.

یعنی با هر کس دوست میشدم همو میدیدیم میگفت تو خیلی خوبی من لیاقتت رو ندارم. واقعا تنها دلیلی که شروع میکردم این بود که میگفتم خوبه که یه نفر پیشم باشه تو مشکلات شاید این یکی فرق کنه بمونه و این داستانا . و بعد از تموم شدن هر کدوم تا چند وقت حالم بد بود و هی وابسته میشدم.

گذشت و بیخیال شدم . سال کنکورم خیلی درس خوندم خیلی که همه انتظار سه رقمی داشتن ازم. مادر من مشکل اعصاب دارن ولی ما اوون موقع نمیدونستیم .فقط به من گیر میدادن مادرم،  درس میخوندم خب پیششون نبودم ، دعوا میکرد با من که چرا انقدر درس میخوونی و منو تنها میذاری ؟

ادامه مطلب

شما در حال مشاهده مطلب شاید اگه درخواست رابطه رو قبول می کردم … لطفا نظرات خود را در باره این مطلب برای سایت ما ( ختی متی ) ارسال کنید .

ادامه مطلب

بر خلاف خودم، خانوادم شور و شوقی برای ازدواجم ندارند

بار

بر خلاف خودم، خانوادم شور و شوقی برای ازدواجم ندارند

سلام

من 21 سالمه و چند ماهی میشه که سربازیم تموم شده ، مذهبی ام و خدا رو شکر تا حالا اصلا سمت رابطه های الکی ( دوست دختر ) نرفتم و کلا از این کارا خوشم نمیاد .

بعد سربازیم با یه سرمایه ی کم که بابام بهم داد تونستم مغازه ای که قبل از خدمت داشتم رو دوباره سرپا کنم، الان بعد از چند ماه اون سرمایه دو سه برابر شده و خدا رو شکر تونستم کارمو محکم کنم .

به جای درس خوندن سعی کردم ازدواج و تشکیل خانواده رو اولویت اولم قرار بدم، چون دلم میخواست هر چه زودتر خودم و از شر دوران مجردی و گناهایی که ممکنه مرتکب بشم نجات بدم و از راه درست زندگیم رو بسازم. درس خوندن هم نه اینکه واسم مهم نیست بلکه تو اولویت های بعدی هست .

درآمد مغازه ام خوبه و متاسفانه سرمایه زیادی واسه شروع زندگی ندارم ،  اما اینو بگم که از لحاظ خونه مشکلی ندارم و وضعیت مالی خانواده ام متوسطه و یه جورایی میتونن بهم کمک کنن
. میخواستم بگم که دوستان با وجود اصرار زیادی که من واسه ازدواج کردن دارم، خانواده ام همچین شور و شوقی ندارن و اصلا اهمیتی نمیدن. اصلا توجه نمیکنن که من چی میخوام و هر روز با یه بهانه ای سعی میکنن منو از ازدواج منصرف کنن.

خب از اون جایی که ازدواج سنتی تو خانواده ها رواج داره من باید منتظر بمونم تا اونا یه کاری بکنن، نمیدونم چیکار کنم … لطفا کمکم کنین

بارها شده که از تصمیمم واسه ازدواج برگشتم و با خودم بهونه آوردم که سخته و نمیشه اما انگار نمیتونم خودمو قانع کنم . میدونم که شاید فکر کنین که ازدواج تو این سن دیوونگیه یا خیلی زوده اما من با توجه به شناختی که از خودم دارم این طور فکر نمیکنم .

ممنون از توجهتون

شما در حال مشاهده مطلب بر خلاف خودم، خانوادم شور و شوقی برای ازدواجم ندارند لطفا نظرات خود را در باره این مطلب برای سایت ما ( ختی متی ) ارسال کنید .

ادامه مطلب

وقتی بچه دار شدی حق جدا شدن نداری

بار

وقتی بچه دار شدی حق جدا شدن نداری

سلام
این روزها نه تنها در این سایت، بلکه در جامعه هم اکثرا راجع به مشکلات خودمون فقط حرف میزنیم … اما دلم میخواست بین این دغدغه ها تایمی رو برای دور نمای آیندمون یا برای بعضی، حالامون داشته باشیم .
مادر من معلمه بعضی روز هایی که دانشگاه دارن من سر کلاسشون میرم، وقتی میبینم اون دختر بچه کوچولو با ذوق میدوعه و میگه خانوم اخر هفته میخوام برم بابامو ببینم، چشم های من هم مثل چشم های اون برق میزنه، برای اون از ذوق و برای من از بغض!
طلاق! کلمه ای که این روزا راحت استفاده میشه! اما تبعات بعدش به راحتی گفتتش نیست، وقتی 2 شخص از هم جدا میشن حالا هر چقدرم هم که مشکل داشته باشن و از هم خسته باشن، بعدش حس نا امیدی و شکست خوردگی دارن!
در بعضی شرایط حتی خلا وجود همسرشون رو هم حس میکنن! حالا با همه این ها اونی که حضانت فرزند رو بر عهده میگیره، علاوه بر پرش ذهنی بعد طلاق، و مشکلاتی که برای خودش بوجود اومده، باید به دنبال معیشتش هم باشه، پس نمیتونه توجه کافی به فرزندش داشته باشه و عملا اون فرزند هر دو ولی رو از دست میده! چه برسه اینکه هر کدوم از طرفین دوباره ازدواج هم کنن .

ادامه مطلب

شما در حال مشاهده مطلب وقتی بچه دار شدی حق جدا شدن نداری لطفا نظرات خود را در باره این مطلب برای سایت ما ( ختی متی ) ارسال کنید .

ادامه مطلب

راهنمای کشف مزاج جنسی در خواستگاری

بار

راهنمای کشف مزاج جنسی در خواستگاری

با سلام و عرض خسته نباشید به همه دوستان

در پست های متفاوتی دیده ام و خوانده ام که افرادی بعد از ازدواج متوجه شدند با همسرشان مزاج متفاوتی دارند و همین باعث شده تا رابطه شان سست و زندگی شان تلخ شود.

چون بالاخره اگر آقا گرم مزاج و خانم سرد مزاج باشه، خانم توان پاسخگویی به نیاز جنسی شوهرش را ندارد، آقا سرخورده و خانم هم شرمنده آقا می شود که نمی تواند نیازش را برطرف کند.

اگرخانم هم گرم و آقا سرد باشه باز همین اتفاق به وجود می آید و همچنین در پست های بسیاری پسری گرم مزاج به خواستگاری دختری رفته و از مزاج جنسی آن دختر مطلع نیست و بلاتکلیف است که بپرسد یا نه؛ اگر پرسید چگونه بپرسد که سوء تفاهم به وجود نیاید. یا دختری که در دوران مجردی اش تحت فشار جنسی بوده و الان خواستگار دارد، نمی داند که مزاج جنسی طرف مقابل چگونه است و نگران این است که شوهرش هم سرد باشد و بعد از تحمل این همه فشار آخرش به آرامش کافی نرسد.

همه این عوامل موجب شد تا من مطلبی را ارسال کنم تا افراد در این وضعیت، بیایند با دادن ویژگی های طرف مقابل در صفحه شخصی من یا صفحه ای که پست در آن ارسال خواهد شد از مزاج جنسی طرف مقابل مطلع شوند یا من به آن هایی که در جلسه خواستگاری حضور دارند کمک کنم چگونه به طور غیر مستقیم از مزاج طرف مقابل آگاه شوند.

دوستان آرزو دارم این کمکی که می خواهم انجام دهم مثمر ثمر واقع شود . امیدوارم هیچ زوجی دیگر از بابت ناهمسان بودن میل جنسی رنج نبرد.

آرزوی خیرخواهی برای همه ی هموطنان

شما در حال مشاهده مطلب راهنمای کشف مزاج جنسی در خواستگاری لطفا نظرات خود را در باره این مطلب برای سایت ما ( ختی متی ) ارسال کنید .

ادامه مطلب

از دست خواهر 16 ساله ام کلافه شدیم ؟

بار

از دست خواهر 16 ساله ام کلافه شدیم ؟

سلام دوستان

مدتیه که مشکلی تمام ذهنم رو درگیر کرده. لطفا راهنماییم کنید.

من یه خواهر 16 ساله دارم که الان کلاس یازدهم و رشته انسانیه. از لحاظ درسی فوق العاده ضعیفه. از پایه هم ضعیفه. تا اینجا رو به زور بالا اومده اما حتی یه ضرب و تقسیم ساده هم بلد نیست.

اصلا درس نمیخونه. هر چقدر باهاش صحبت میکنیم و تشویقش میکنیم هیچ فایده ای نداشته. تنبیه هم جواب نداده براش. وقتی درباره برنامش برای آینده باهاش صحبت میکنم میگه دیپلمم رو میگیرم و میرم دانشگاه بدون کنکور حقوق میخونم بعد هم جلوی دست خاله مشغول به کار میشم. خاله بنده یه وکیل کار کشته و معروف هستن. اما من حتی بعید میدونم با این وضع درسی بتونه دیپلم بگیره و امتحان نهایی بده!

همه این درس نخوندناش به کنار، اصلا مثل یه دختر رفتار نمیکنه. کاملا مثل پسرها لباس میپوشه و موهاشو پسرونه کوتاه میکنه. خیلی روحیه خشنی داره. ورزش رزمی هم بطور حرفه ای کار میکنه که خشن ترش کرده. یه استاد هم داره که خیلی با هم صمیمی هستن. یه جورایی دیگه داره با وابستگیش این خانم رو اذیت میکنه. الان هم باهاش قهر کرده و نه غذا میخوره نه درس میخونه.

دیگه داریم کلافه میشیم. چیکار کنیم ؟!

شما در حال مشاهده مطلب از دست خواهر 16 ساله ام کلافه شدیم ؟ لطفا نظرات خود را در باره این مطلب برای سایت ما ( ختی متی ) ارسال کنید .

ادامه مطلب

مطلقه ام، می ترسم خواستگارم بعد از ازدواج پشیمون بشه

بار

مطلقه ام، می ترسم خواستگارم بعد از ازدواج پشیمون بشه

سلام دوستان

من خانمی هستم که 29 ساله  ، متاسفانه پنج سال پیش به دلیل بد اخلاقی و عدم تفاهم از همسرم جدا شدم و در واقع ازش با تنفر جدا شدم و هیچ وقت حس پشیمانی بهم دست نداد .

تو همین سایت از بعضی کاربران کامنت هایی خوندم مبنی بر اینکه ازدواج با زنان مطلقه بده و آخرش پسران پشیمان میشن و اینکه یه خانم مطلقه تجربیات جنسی قبلی داشته شوهر دوم رو اذیت میکنه و یا یه خانم مطلقه دختر نیست و … . آقا پسری از من خواستگاری کردند که فعلا در حال آشنایی هستیم .  سی و هفت ساله هستند و شرایط خوبی دارند .

ایشون خیلی علاقه نشون میدن و میگن براشون اصلا مطلقه بودن من مهم نیست همین که علاقه ای به همسر سابقت نداری خوبه و خانواده شون هم فعلا مخالفتی نکردند . ولی من ترس دارم نکنه دوباره به دلایلی که بالا گفتم پیشیمون بشه که چرا با یه خانم ازدواج کرده نه یه دختر .

ایشون پسر خوبی هستند و خوش اخلاق و متدین ولی به دلیل شرایط اقتصادی ازدواجشون به تاخیر افتاده . واقعا موندم چیکار کنم . از طرفی این سوال هم وجود داره که اگر با یکی مثل خودم مطلقه ازدواج کنم آیا باز هم این تفکر که این خانم روابط جنسی قبلی داشته البته از نوع حلال باز هم آزارش میده .

خود من یه زنم و واقعا این احساس رو ندارم و شاید بگم چون از لحاظ عاطفی خیلی منو اذیت کرد خاطراتش برام حس مثبتی به همراه نداشته و با آشنایی جدید برای ازدواج اصلا ذره ای هم به همسر قبلی فکر نمیکنم و برام مهم نیست .حالا آقایون چگونه فکر میکنند ؟ از دوستانی که تجربه دارند و یا در این زمینه آگاهی دارند ممنون میشم نظر بدهند

متشکرم

شما در حال مشاهده مطلب مطلقه ام، می ترسم خواستگارم بعد از ازدواج پشیمون بشه لطفا نظرات خود را در باره این مطلب برای سایت ما ( ختی متی ) ارسال کنید .

ادامه مطلب